جمعه، آبان ۱۲، ۱۳۹۶

As tough as nail

این قدر برخوردم با مشکلات زندگی سنگ‌دلانه شده که فکر می‌کنم باید به خاطرش بهم جایزه بدن. منظورم از سنگ‌دلانه اینه که احساساتم درگیر نمی‌شه و با کمتر اتفاقی شخصی برخورد می‌کنم، فکر کنم شدم از اون آدمهایی که بهشون میگن سخت، tough. 

نمی‌دونم خوبه یا نه، احتمالا که خوب نیست. آدم از هیجان‌های زندگی فاصله می‌گیره و این باعث می‌شه زندگی سخت‌تر بگذره، اما به همون دلیل اولیه این سخت‌تر گذشتن هم دیگه سخت یا بد نیست. به دلیلش زیاد فکر کردم، احتمالا دلیل اینکه با مشکلات شخصی برخورد نمی‌کنم اینه که بالاخره درک کردم (نه دانستن واقعی، درکی که توی همه رفتار و فکرهات رسوخ کرده) که ذره‌ای بیش نیستم، که همان ذره هم نیستم. که وقتی اتفاق بدی میافته یا کسی کاری می‌کنه که باب میل من نیست، یا زندگی من رو سخت‌تر می‌کنه، معمولا ربطی به من نداره، یعنی جهان یا کسی له یا علیه من نیستند.